سلام خیلی وقته نیومدم... کارهای جوجه خانوم و در کنارش خونه تکونی وقتی برای اینجا اومدن واسم نذاشته...
در زمان حاضر جوجه من شانزده ماه و پنج روزه اس، حسابی شیطون و دلبر شده... یه سری از کارهاش رو تو دفترش نوشتم دوست دارم اینجا هم یادگار بمونه..
از سیزده ماه و هفده روزگی وقتی صداش میکنم میگه بل
از سیزده ماه و بیست روزگی بهش میگم مامان رو بغل کن میاد سرش رو میذاره روی شونم❤️
عاشق حموم رفتنه و وقتی میگم بیا بریم حموم میره میشینه جلوی در حموم و شلوارش رو درمیاره و تند تند میگه حموم حموم
اعضای بدنش رو مفصل میشناسه...
جوراب و شلوارش رو خودش بلده دربیاره..
چهارده ماهش میگفتم اسمت چیه؟ میگفت رااااا... ولی الان چند روزیه میگه هاما
وقتی بهش میگیم جاییمون اوف شده میاد بوس میکنه
لی لی حوضک و اتل متل رو دوست داره، انگشتش رو میکشه کف دستش و میگه لی لی، میزنم روی پاش میگه اتل
میگم رامش نی نی چی میگه؟ ادای گریه کردن درمیاره
صدای گاو، جوجه، گربه، هاپو و گوسفند رو تقلید میکنه
چند وقته میگه اوکی
میره اسپری نرم کننده و برس میاره که موهاش رو شونه کنم..
هر خانومی رو میبینه میگه عمه
همه آقایون عمو
پسر بچه ها آمی (اسم پسرعمش)
دخترها هانی(اسم دخترعمش)
از دیروز راه میره، بلند میشه میگه علی و راه میفته
برچسب:
نویسنده: سپیده رضوانی