جوجه خانوم شده
سلام خیلی وقته نیومدم... کارهای جوجه خانوم و در کنارش خونه تکونی وقتی برای اینجا اومدن واسم نذاشته...در زمان حاضر جوجه من شانزده ماه و پنج روزه اس، حسابی شیطون و دلبر شده... یه سری از کارهاش رو تو دفترش نوشتم دوست دارم اینجا هم یادگار بمونه.. از سیزده ماه و هفده روزگی وقتی صداش میکنم میگه بلاز سیزده...
من و جوجه
سلام من بعد از مدت ها برگشتم... گوشیم خراب شده بود و تازه درست شده...خب روزهای به سر و کله زدن با جوجه خانوم میگذره که حسابی شیطون شده، تازگی یاد گرفته می‌ره روی مبل کنار کنسول بعد روی دسته مبل می ایسته تا وسایل روی کنسول رو ببینه یا کشو رو باز کنه... وقتی میخواد کسی رو دعوا کنه اول اسمش یه ای میگه ...
تاریخ تولد آقامون: 29 مهر 63تاریخ تولد من: 12 بهمن 72تاریخ آشنایی: 21 آبان 95خواستگاری: 18 آذر 95نامزدی: 26 آذر 95عقد: 7 بهمن 95عروسی: 26 مرداد 96تولد دخترکمون: 13 آبان 98 Adblock test (Why?)
درد...
سلامهر روز که میگذره جوجه خانوم شیطون تر میشه و وابسته تر به من، وقتی دوتایی خونه ایم نمیذاره از کنارش تکون بخورم و همش دوست داره بشینیم و بازی کنیم... وقتی خوابه تند تند کارهام رو انجام میدم و وقتی
سال نو...
دوستای خوبم سال نو مبارک... امیدوارم امسال برای همه پر از اتفاقات خوب باشه...
جوجه پنج ماهه..
دوستان شما تا حالا چاپ عکس هاتون رو به سایت (چاپ عکس) یا (عکس آپ) سپردید؟ میخوام عکس های جوجه رو بدم یکیشون چاپ کنند ولی میترسم خوب نشه... اگه تجربه اش رو دارید رو بهم بگید مرسی☺️ ادامه مطلب عکس جوجهرمز همیشگی
قحطی که نیست...
غصه زیاد است، ولی خوردنی نیست...غصه ها را نباید خورد، باید دور ریخت...باید با تمامِ بی توجهیِ جهان، کلافه شان کرد. شاید از رو رفتند...به قولِ مادر بزرگم، قحطی که نیست!!!همیشه چیزهایِ بهتری برایِ خوردن پیدا می شود...چرا هوا نخوریم؟! چرا شاد نباشیم؟!وقتی قرار است با غصه خوردن، هر روز پیرتر شویم...وقتی...
مادر...
وقتی مادر میشی دنیات عجیب و غریب میشه...وقتی مادر میشی دنیا کوچیک میشه...اینقدر کوچیک که هیچ کس غیر از خودت این دنیا رو نمیبینه...دنیات میشه ماشینهای اسباب بازی...دنیات میشه رنگها...دنیای شاد ریاضی...
خوش خیال...
خوش خیال فکرمیکند قاپم را دزدیدخبر ندارد ما خودمان دو دستی قاپمان رابسته بندی کردیم با یک روبان قرمز خوشگل دورش،تقدیمش کردیمگفتیم بفرما، مال خودت جان دلمولی فقط به رویش نیاوردیمگفتیم بگذار ببالد به این حس فتح کردنشسیما امیرخانی
آرزویم...
آرزویم برایت این است که در میان مردمی که می دوند برای زنده بودن، آرام قدم برداری برای زندگی! صبور و محکم و در سکوت!سکوتی که سرشار از حرفهای ناگفتنیست،که ارزش بسیاری از کلمات در نگفتن آنان است. که گاهی
خدا...
از یه متخصص ارتوپد سوال شد چطوری خدا رو شناختی؟گفت: کنار دریا، مرغابی را دیدم که پایش شکسته بود. اومد پایش را داخل گل های رس مالید بعد به پشت خوابید، پایش را سمت نور خورشید گرفت تا خشک شد.اینطوری پای
حسرت...
امروز که داشتم از بین قرصاش، دنبال یه بسته جدید آلپرازولام میگشتم به این فکر میکردم که توی بیست یا سی سالگیش چقدر به فکر آیندش بوده...چقدر واسه اضافه وزن و یا شور شدنِ غذاش حرص خورده...نگران بوده دختر
نظر ندید...!!
آدم قیافه خودشو هر روز همه جا میبینه. تو آینه اتاق، تو آینه آسانسور، تو شیشه ماشین، تو شیشه ماکروفر، تو آینه دستشویی. بنابراین به تک تک خصوصیات چهرهاش واقفه. پس هیچ نیازی به توصیف کردن و نظر دادن شما راجب قیافهاش نداره. دوستم نداره.+ این متن رو باید بنویسم بچسبونم روی پیشونیم تا آنقدر به من نگن وای ...
هیچ وقت...
هیچوقت...هیچکس... به اندازه ی من دوستت نخواهد داشت!این تو و این تمامِ آدم ها...
عشق است...
هیچ چیز قشنگ تر از این نیستیکی را داشته باشیکه هر روز به او بگوییبا تو حال تمام روزهایم عشق است...