نیاز...
من نياز دارم به يه حس خوب...به يه آرامشبه يه شخص...به توبه توبه تو...! فیروزه
شاید...
شاید در خیالاتتان دلتان میخواست وقتی شب از مطب شخصیتان بیرون می ایید، سر راه، سری به جدید ترین مدل های "دیوید جونز" بزنید و همانی که میخواستید را بدون نگرانی از قیمتش بخرید...اما حالا، در حالی که نمک
کتاب...
کتاب زنان کوچک رو دیروز تموم کردم... خیلی خوب بود... خاطرات زمانی که کارتونش رو با خواهرهام نگاه میکردم واسم زنده شد... همیشه خودم رو به جای کتی(جو) میذاشتم، خواهر وسطی مگی بود و ته تغاریمون سارا(ایمی)... چه روزهایی داشتیم... رمان پرنده بهشتی هم امروز صبح تموم شد...
یلدا...
دیروز مامانم رو راضی کردیم که بریم خونه عموم ولی حال خواهرم هنوز آنقدر خوب نشده، نمیتونه بشینه... واسه همین نرفتیم... خودش هم دوست داشت که بره ولی خب تو اون شلوغی راحت نبود... یلدا ,ی امسال رو خودمون 6 تایی خونه بابام هستیم...
خواهر...
مفهوم خواهر تعریف م سه روزه مریضه... تو سه روز دو بار رفته بود دکتر، که هر دو بار گفته بودن ویروسه و دوره داره و یه چند تا مسکن و آنتی بیوتیک دادن... امروز حالش خیلی بد شد، تب و لرز و ضعف و دل درد شدید... بردیمش ب
این روزا...
من حساس ترین و ضعیف ترین فرد خانواده ام، ولی اینو هیچ کس نمیدونه... همه تو ظاهر یه دختر محکم و مغرور میبینن که هیچ وقت ناراحت نمیشه و تقریبا هیچ کس گریه اش رو ندیده... همیشه همه درد ها و ناراحتی هاشون
خاطرات...
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی!گاهی وقت ها توی اتاق خودت، میان تک تک مفهوم خاطرات تعریف ت گم میشی؛اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت را پیدا کنی، خیلی. روزبه معین
پنج شنبه...
همیشه از رفتارهای خاله زنکی بدم می اومده... این اومد، این نیومد... زنعموم از هفته پیش واسه پنج مفهوم شنبه تعریف شب دعوتمون کرده... خواهرم که رفت بیمارستان نیومدن دیدنش، به تلافی اینکه مامانم وقتی نوه ی اون بیمارست
شکر...
زنی ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ هر شب قبل از خوابﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺍو دﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍﯾن گوﻧﻪ ﻧﻮﺷﺖ:ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺮﺧﺮ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ میشنوﻡ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ! ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺩﺧﺘ
خواب...
دیشب خواب, دیدم یه پسر بچه کوچولو دارم... انقدر خوابم واقعی بود که وقتی بیدار شدم انتظار داشتم کنارم باشه... خیلی اعتقادی به تعبیر خواب ندارم ولی تو اینترنت تعبیرش رو پیدا کردم... نوشته بود تعبیر خوبی نداره، یه جا هم نوشته بود تعبیرش اینه که مرگ کسی که تو خواب صاحب پسربچه بوده نزدیکه...!!!!
نابغه...
پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز میفروشند رفت…مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کارکرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار
بیدار شویم...
فردی به دکتر مراجعه کرده بود، در حین معاینه، یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد.دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه: من دکتر واقعی
مثل مامانم...
مامان و بابای من یه جور عجیبی همدیگه رو دوست دارن... مخصوصا مامانم,... بدون هم مهمونی نمیرن، مسافرت نمیرن به جز سه چهارباری که بابام سفر کاری رفته... تو این چند تا مسافرت هیچ وقت مامانم تلفنی با بابام
سرشلوغی من...
هفته پیش سرم شلوغ بود و وقت نکردم بیام وبلاگ...مشغول ترجمه ی یه مقاله انگلیسی واسه خواهرم بودم و حسابی سرم گرم اون بود... سه شنبه سفره صلوات داشتم... سر قضیه کولپوسکوپی و مریضیم نذر کرده بودم، مامانم
بعد از...
تو این چند روز خودم کرج بودم و دلم اینجا، تو خونمون کنار همسری... تو هر لحظه، وقتی میخندیدم، وقتی خوش میگذروندم یا حتی وقتی چیزی میخوردم تو فکرش بودم، همش دوست داشتم امروز برسه و برگردم پیشش... هیچ وق
ویروس...
وقتي ويروس افتاد به جونِ رابطتون، ديگه فاتحه ش خوندست...حالا هی مُسَكِن بخوريد...هی آرام بخش تزريق كنيد...هی دكتر عوض كنيد...درست نميشه كه نميشه...يه جوری پخش ميشه توی زندگيتون كه آروم آروم زمين گير ميشيد...! علی قاضی نظام
دزد...
دخترعموم که چند روز پیش ازش گفتم دیروز ظهر با پسرش بیرون بودن یه موتوری با دو تا سرنشین که صورتشون رو پوشوندن میزنن بهش، وقتی که میفته برمیگردن و دوباره میزنن... دو تا از انگشتهای دستش شکسته و پاش ضرب
شیخ بهایی...
شبی "ﺳﻠﻄﺎﻥ محمود" ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ؛ﺑﻪ ﺭييس ﻣﺤﺎﻓﻈﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﯿﺎ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻠﺖﺧﺒﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ.ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﺬﺍﺭ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ کناﺭﺵ
تند نروید...!
یك درس به اسم "تند نرويد" بايد به واحدهاى درسى مان اضافه شود!بايد مثل الفبا از كلاس اول يادمان دهند که "تب تند زود به عرق مينشيند"از همان روزهاى اول يک دل نه صد دل عاشق ميشويم و باید براى همديگر ميمير