همسری رفت خونمون و من موندم خونه بابام... این که از خانوادت دور باشی خیلی سخته... الان دلم پیش همسریه و اگه میرفتم دلم میموند اینجا... به مفهوم خواهر تعریف کوچیکم میگم اگه خواستید ازدواج کنید و از کرج برید من میدونم و شما... اشتباه من رو نکنید، شما باید بمونید نزدیک مامان و بابا... از زندگیم راضیم و با گذشت نزدیک دو سال هیچ وقت نشده پشیمون بشم از ازدواجم ولی خب دوری از خانوادم اذیتم میکنه...
خدایا یه کاری کن یه کار خوب تو کرج واسه همسریم پیدا بشه که بیاییم اینجا...
دعا کنید خواهرم زودتر حالش خوب بشه و بیاد خونه... به قول مامانم این دختر بلبل خونست وقتی نیست خونه خیلی سوت و کوره...
برچسب:
نویسنده: سپیده رضوانی