خرید بک لینک
من حساس ترین و ضعیف ترین فرد خانواده ام، ولی اینو هیچ کس نمیدونه... همه تو ظاهر یه دختر محکم و مغرور میبینن که هیچ وقت ناراحت نمیشه و تقریبا هیچ کس گریه اش رو ندیده... همیشه همه درد ها و ناراحتی هاشون رو به من میگن... تو این چند روز همه چیز روی دوش منه... خواهر کوچیکه از دلتنگیش واسه من میگه، بابا و مامانم از نگرانی هاشون و اون یکی خواهرم از درد و ترسش... کارهای خونه رو میکنم، میرم بیمارستان، خریدها و کارهای اونجا رو میکنم... دل نگرون محمد هم هستم...

زنداییم امروز تو بیمارستان میگه خوش به حالت چقدر بی خیالی، نه میایی بمونی پیشش نه هیچی... دلم شکست از حرفش... تو این سه روز انقدر بغضم رو قورت دادم که دارم خفه میشم ولی بقیه اینجوری میگن...

امشب بابا و مامانم رو که اونجوری بالا سر خواهرم دیدم از خدا خواستم هیچ پدر و مادری رو با بچه اش امتحان نکنه...

واسش دعا کنید... حال هممون بده... دکتر امروز میگفت ویروس نیست و مشکل از رودشه... امروز یه سری ازمایش گرفتن و فردا قراره ببرنش آندوسکوپی و لاپاروسکوپی... ولی پرستار بهشون گفته رضایت ندید واسه این دو تا، مشکل با آزمایش های امروز قابل تشخیصه... این دو تا فقط واسه اینه که پول بگیرن و انجام دادنشون اگه یه فایده داشته باشه ده تا ضرر داره...

برچسب: نویسنده: سپیده رضوانی تاريخ: چهارشنبه 28 آذر 1397 ساعت: 18:02

صفحه بندی