خرید بک لینک
دخترعموم که چند روز پیش ازش گفتم دیروز ظهر با پسرش بیرون بودن یه موتوری با دو تا سرنشین که صورتشون رو پوشوندن میزنن بهش، وقتی که میفته برمیگردن و دوباره میزنن... دو تا از انگشتهای دستش شکسته و پاش ضرب دیده... خودشون اینجوری تعریف کردن و میگن از دشمنی اینکارو کردن ولی پیرو پست قبلیم نمیشه به این حرف اعتماد کرد و ما حدس میزنیم طرف دزد بوده باشه... ولی خب هر جوری که بوده خداروشکر اتفاق بدتر و غیر قابل جبرانی واسه خوش و پسرش نیفتاده...

امروز صبح رفتم بیرون... یه سر رفتم خونه مادرهمسری که چند روزیه خونه دخترشه و به گلهاش آب دادم... موقع برگشت تو یه مغازه چشمم خورد به یه دست بلوز و شلوار کوچولوی دخترونه... دلم رفت واسش... صورتیه و روش چند تا جغد کوچولوی رنگی داره... خریدمش...

برچسب: نویسنده: سپیده رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 10:32

صفحه بندی