خرید بک لینک
همیشه از رفتارهای خاله زنکی بدم می اومده... این اومد، این نیومد... زنعموم از هفته پیش واسه پنج مفهوم شنبه تعریف شب دعوتمون کرده... خواهرم که رفت بیمارستان نیومدن دیدنش، به تلافی اینکه مامانم وقتی نوه ی اون بیمارستان بود نرفته بود واسه دیدنش... البته مامان من اون روزا شرایط خوبی نداشت و واقعا فرصت نکرد که بره ولی خب تلفنی احوالش رو میپرسید... حالا زنعموم نه خودش اومد نه گذاشت بچه هاش بیان و زنگ بزنن... حالا مامانم و خواهرم میگن ما هم فردا مهمونی نمیریم...

میگم بابا ول کنید این حرفا... بعد از یک هفته ناراحتی بریم چند ساعت خوش باشیم.. نیومد که نیومد... ما واسه دلخوشی خودمون بریم ولی گوش نمیدن...

خواهرم امروز ظهر میاد خونه باید با آبجی کوچیکه مخشونو بزنیم که بریم... به نظر من اگه وقتی کاری میکنی رضایت خودت رو در نظر بگیری نه این که بعدها اون طرف واست جبران کنه هیچ وقت اذیت نمیشی ولی خب این فقط فکر منه و

برچسب: نویسنده: سپیده رضوانی تاريخ: چهارشنبه 28 آذر 1397 ساعت: 18:02

صفحه بندی