از گُنهِ دم به دمم اتش توفنده شدم هم شدم از توبه خجل هم ز تو شرمنده شدم صاحب من خالق من داور من یاور من حیف تو را داشتمو غیر تو را بنده شدم با تو سرافراز ولی بی تو سرافکنده شدم....
سیل گُنه برد مرا بحر بلا خورد مرا وای که من غرق در این بحر خروشنده شدم....
وای بر این بندگی ام مرگ بر این زندگی ام...
احسان دانشمند
پی نوشت: تو این شبها من رو فراموش نکنید... التماس دعا...