مثبت اندیشی...
هر کس در زندگی خود یک کوه اورست دارد که سرانجام یک روز باید به آن صعود کند... زمین خوردی!؟، عیبی ندارد...، برخیز...، نگذار زمین به جاذبه اش ببالد... سر به دو زانوی غم فرو مبر، سرت را بالا بگیر... قدرت دستانی که به سویت دراز شده از یاد برده ای کوله بارت ریخت عیبی ندارد...، سبک باشی راحتتر اوج میگیرد....
خاطره
برادرم یکی از بزرگترین دامداری ها رو داشت! اون همیشه به چوپانهاش می گفت بعد از چریدن گوسفندها اون چراگاه رو آتش بزنن تا زودتر علف ها در بیاد... اون می گفت خاطرات هم باید آتش زد تا دوباره خاطرات جدید به وجود بیاد! خدا بیامرزتش، یه روز وقتی داشت یکی از چراگاه رو آتش می زد خودشم سوخت... واقعیت اینجاست،...
موهایش...
هر زنی لا ب لای موهایش مردی را پنهان کرده است هر وقت یک زن را قیچی ️به دست دیدی بدان عزادار مردیست که موهایش را شانه میزده...
مرد...
ماندن "مرد" می خواهد. پشتِ کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد. مردانگی به منطقی بودن نیست. عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد. احساس امنیت "مرد" می خواهد. شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد. مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست. مردانگی ...
بعد از تو...
بعد از تو ما باز هم خندیدیم اما یک پای خندههایمان همیشه میلنگید ... رویا شاه حسین زاده یک پای خنده هایم می لنگد
دلم گرفته...
پام شکسته... از خودم بدم اومده تو این دو سه روز... احساس میکنم سربارم... خدایا هیچ کس رو محتاج کس دیگه ای نکن...
از اول...
زن ها از عادی شدن، از تکراری شدن، از مثل روز اول بودن میترسند، گاهی زن ها را مثل روز اول دوست بدارید...
یک بار...
یک بار به من قرعه ی عاشق شدن افتاد یک بار دگر، بار دگر، بار دگر... نه...!! فاضل نظری
قصه...
- میخوای برات قصه ای تعریف کنم که آخرش رو نمیدونم؟ - تعریف کن... - دوستت دارم...!! کازابلانکا ۱۹۴۲
برادر جان...
دستش که به آب خورد، یاد وصیت پدرش افتاد: " کنارش بمان، مظلوم تر از او نیست. " چنان سراسیمه بازگشت که دستهایش را جا گذاشت...!!
شروع...
سلام به محض این که با خودم کنار بیام و بتونم خودم رو واسه یه تغییر بزرگ تو زندگیم آماده کنم وبلاگم رو افتتاح میکنم...
افتتاحیه...
سلام وبلاگم رو از امشب افتتاح میکنم... موضوع خاصی نداره... درددل... دل نوشته... متنهای قشنگ... هر چیزی که بتونه حال دلم رو خوب بکنه توش مینویسم... امیدوارم حال دلتون همیشه خوب خوب باشه...
دختران معمولی...
من و خیلی از دخترها، جز دختران معمولی هستیم. برای ما از اول سخت بود با کفشِ پاشنه بلند مسیرهای طولانی را راه برویم و جیکمان از پا درد در نیاید. ما از همان اول دنبال کفش اسپرت بودیم که بتوان با آن، ساعت ها در شهر، قدم زد، دوید و بی توجه به کج شدن روسری، شاد بود. ما مشتاق صحبت با مردها نبودیم. به چشما...